جلسه ی دوم کلاس تموم شد , استاد و همکلاسی ها جوری برای هم آرزوی تعطیلات خوب رو کردن و جوری به هم گفتن تعطیلات خوش بگذره , که من واقعا فکر کردم توی روزهای آینده جشنی چیزی قراره بر پا بشه ...
زیادی ؛
زیادی از سر همه ی آدمها ...
سلام بر حسین
پی نوشت :
میخواستم برای تو شعریبنویسم تیر امان نداد نیزه امان نداد شمشیر امان نداد
میخواستم برای تو شعری بنویسم که فرشتگان به گریه ریختند به سرم
برچسب:
نویسنده: حدیث کریمیپور
تاريخ: دوشنبه
19 مهر
1395 ساعت: 12:54